جمعه ۰۱ اسفند ۰۴ ۱۱:۵۷ ۶ بازديد
بازگشتش هر ساعت از اسکله جورج تحت نظر باشد.[493] نامهای بعدی به پلهام اطمینان میدهد: «در صورت امکان، همسفران یاغی پیدا خواهند شد.»[494] هیگینز و مگان از حرکات کلونکوری چیزی نمیدانستند، اما رابطهی ترنر و مکنالی با او بهترین دعانویس شهر بسیار گرم بود. لرد هالند بازداشت دعا طولانی او طلسم طلسم نویس در برج، بدون محاکمه و بدون اتهام، را با عملیات نامههای محرمانه در فرانسهی قدیم مقایسه کرد. در سال ۱۸۰۳، با اطلاعات محرمانه اما، به گفتهی او، نادرست، مبنی بر اینکه شورشیان زخمی امت در آنجا پنهان شدهاند، «یک نیروی نظامی بزرگ» جادو و طلسمات خانهی لرد کلونکوری در کیلدر را تفتیش کرد و مقداری کاغذ، مقداری درچه قطعات پرنده، زره و حتی بشقاب از آن ربود.[495] هیچ جزئیاتی در مورد رابطهی جنسی که بین مکنالی و کلونکری در تمام مدت جریان داشت،
منتشر نشده است. [صفحه ۱۹۷]دوره پرماجرای پس از روابط دوستانه آنها در سال ۱۹۹۸؛ اما صمیمیت آن رابطه را میتوان از یکی دو نامه سرگشاده دید. «خبرنگار»، یک روزنامه دوبلینی، در ۲۷ آگوست ۱۸۱۷، سخنرانی یک میهنپرست اشرافی، کلونکوری، را گزارش میدهد که در آن لقب طلسم «عزیز» به دوست قدیمیاش مکنالی اطلاق میشود. او اضافه راوند میکند: «هیچ جنتلمنی وجود ندارد که من برای او احترام یا ارزش بیشتری قائل باشم و به دانش، استعداد و فصاحت او بیشتر واقف باشم.» مکنالی گاهی اوقات به عنوان جاسوس، احتمالاً با لباس مبدل، از میان مناطق روستایی دورافتاده عبور میکرد. در ۲۸ آگوست ۱۸۰۵، او تیپراری را «آماده قیام» اعلام کرد.
در ماه سپتامبر، او از کوههای دوبلین، «خط امت»، بالا رفت و نتیجه تحقیقات او این بود که نیازی طلسم نویس به جلوگیری از قیام نبود.[496] من نامههای جادو و طلسمات محرمانهی مکنالی را پس از سال 1805 در قلعهی دوبلین پیدا نمیکنم؛ بنابراین، باید به دنبال منابع دیگری برای ردیابی پایان دوران حرفهای او باشم. نیاز مالی هر روز بیشتر او را در تنگنا قرار میداد و بدون شک او را در تلاش برای رهایی از آنها پرانرژیتر میکرد.[497] خوانندگان «مکاتبات ولینگتون» از سال ۱۸۰۷ تا ۱۸۰۹ میتوانند مکنالی را شناسایی قهدریجان کنند. مطیع تیپو سایب، که طلسم نویس در آن دعا زمان دبیر کل قلعه دوبلین بود، ایرلند کاتولیک بهترین دعانویس شهر دعا را با ناتوانیهای مختلف مواجه یافت.
یکی از نامهها، به تاریخ ۲۱ نوامبر ۱۸۰۷، حاوی کاغذی با عنوان «اطلاعاتی که امشب از یک کشیش بسیار باهوش دریافت شد» است.[498] این نقل قول توسط منتقدان اسناد ولینگتون، باعث انزجار از مکاتبه مخفیانه یک کشیش با قلعه دوبلین شد؛ جادو و طلسمات اما برای من کاملاً روشن است که طلسم نویس نامه از طرف جادو و طلسمات مکنالی آمده است و صرفاً واکنشهای یک کشیش شایعهپراکن به تمسخر یک کشیش باتجربه را نشان میدهد. [صفحه ۱۹۸]دست - شاید جسارتاً اضافه کنم که همان، که مکنلی، پس از مرگ، در حال اعتراف به او پیدا خواهد شد. دوک ویگ بدفورد به همراه فاکس، لنسدون و گری در دولت «همه استعدادها» به قدرت رسید و به مدت داران یک سال بر ایرلند حکومت کرد.
کوران رئیس رولز شد و مکنالی فکر میکرد که خودش، به عنوان وکیل مدافع برجسته و بهترین دعانویس شهر محبوب، ادعای ارتقا دارد. همه مردانی که به عنوان رأیدهنده به او در جلسه کانون وکلا در سال ۱۷۹۹ به یاد خواهند ماند، جایگاههای امنی داشتند. درخواست تجدیدنظر او از بدفورد به ولزلی ارجاع داده دعا شد که عقل سلیم او در پاسخ زیر نمایان است: من کاملاً با شما در مورد استخدام خبرچینمان موافقم. چنین اقدامی بسیار زیانبار خواهد بود. این کار باعث انزجار از هر نوع وفاداری میشود، در عین حال ارتباطات خصوصی ما با او را بیفایده میکند، زیرا فرد بیوفا دیگر هیچ اعتمادی به او نخواهد داشت.
فکر میکنم میتوان به او فهماند طلسم نویس که اگر با پذیرش استخدام دولتی، اعتماد حزب خود و در نتیجه ابزار ارائه اطلاعات به ما را از دست بدهد، بخش زیادی از سود بهترین دعانویس شهر خود را از دست خواهد فولاد شهر داد.[499] جالب اینجاست که در آن زمان، آقای تی. بهترین دعانویس شهر مولاک از دوبلین، او را به همراه آقایان هاتون و اوکانل، افرادی معرفی میکند که «باید تحت نظر باشند».[500] شرح اولین جلسه برای لغو اتحادیه، در 18 سپتامبر 1810، جادو و طلسمات در اسناد ایالتی حفظ شده است؛ و مکنالی در آن روز «با شور و اشتیاق و میهنپرستی فراوان» سخنرانی کرد، همانطور که پلودن با افتخار میگوید[501] سوابق.
آقای مولاک از شخصیتی که توسط خانم مولاک، رماننویس، از خویشاوندانش نشان داده شده بود، آگاهی نداشت. قبلاً به این واقعیت اشاره شده است که در سال ۱۸۱۱، وزیر امور خارجه ایرلند، ولزلی پول، با هدف سرکوب
منتشر نشده است. [صفحه ۱۹۷]دوره پرماجرای پس از روابط دوستانه آنها در سال ۱۹۹۸؛ اما صمیمیت آن رابطه را میتوان از یکی دو نامه سرگشاده دید. «خبرنگار»، یک روزنامه دوبلینی، در ۲۷ آگوست ۱۸۱۷، سخنرانی یک میهنپرست اشرافی، کلونکوری، را گزارش میدهد که در آن لقب طلسم «عزیز» به دوست قدیمیاش مکنالی اطلاق میشود. او اضافه راوند میکند: «هیچ جنتلمنی وجود ندارد که من برای او احترام یا ارزش بیشتری قائل باشم و به دانش، استعداد و فصاحت او بیشتر واقف باشم.» مکنالی گاهی اوقات به عنوان جاسوس، احتمالاً با لباس مبدل، از میان مناطق روستایی دورافتاده عبور میکرد. در ۲۸ آگوست ۱۸۰۵، او تیپراری را «آماده قیام» اعلام کرد.
در ماه سپتامبر، او از کوههای دوبلین، «خط امت»، بالا رفت و نتیجه تحقیقات او این بود که نیازی طلسم نویس به جلوگیری از قیام نبود.[496] من نامههای جادو و طلسمات محرمانهی مکنالی را پس از سال 1805 در قلعهی دوبلین پیدا نمیکنم؛ بنابراین، باید به دنبال منابع دیگری برای ردیابی پایان دوران حرفهای او باشم. نیاز مالی هر روز بیشتر او را در تنگنا قرار میداد و بدون شک او را در تلاش برای رهایی از آنها پرانرژیتر میکرد.[497] خوانندگان «مکاتبات ولینگتون» از سال ۱۸۰۷ تا ۱۸۰۹ میتوانند مکنالی را شناسایی قهدریجان کنند. مطیع تیپو سایب، که طلسم نویس در آن دعا زمان دبیر کل قلعه دوبلین بود، ایرلند کاتولیک بهترین دعانویس شهر دعا را با ناتوانیهای مختلف مواجه یافت.
یکی از نامهها، به تاریخ ۲۱ نوامبر ۱۸۰۷، حاوی کاغذی با عنوان «اطلاعاتی که امشب از یک کشیش بسیار باهوش دریافت شد» است.[498] این نقل قول توسط منتقدان اسناد ولینگتون، باعث انزجار از مکاتبه مخفیانه یک کشیش با قلعه دوبلین شد؛ جادو و طلسمات اما برای من کاملاً روشن است که طلسم نویس نامه از طرف جادو و طلسمات مکنالی آمده است و صرفاً واکنشهای یک کشیش شایعهپراکن به تمسخر یک کشیش باتجربه را نشان میدهد. [صفحه ۱۹۸]دست - شاید جسارتاً اضافه کنم که همان، که مکنلی، پس از مرگ، در حال اعتراف به او پیدا خواهد شد. دوک ویگ بدفورد به همراه فاکس، لنسدون و گری در دولت «همه استعدادها» به قدرت رسید و به مدت داران یک سال بر ایرلند حکومت کرد.
کوران رئیس رولز شد و مکنالی فکر میکرد که خودش، به عنوان وکیل مدافع برجسته و بهترین دعانویس شهر محبوب، ادعای ارتقا دارد. همه مردانی که به عنوان رأیدهنده به او در جلسه کانون وکلا در سال ۱۷۹۹ به یاد خواهند ماند، جایگاههای امنی داشتند. درخواست تجدیدنظر او از بدفورد به ولزلی ارجاع داده دعا شد که عقل سلیم او در پاسخ زیر نمایان است: من کاملاً با شما در مورد استخدام خبرچینمان موافقم. چنین اقدامی بسیار زیانبار خواهد بود. این کار باعث انزجار از هر نوع وفاداری میشود، در عین حال ارتباطات خصوصی ما با او را بیفایده میکند، زیرا فرد بیوفا دیگر هیچ اعتمادی به او نخواهد داشت.
فکر میکنم میتوان به او فهماند طلسم نویس که اگر با پذیرش استخدام دولتی، اعتماد حزب خود و در نتیجه ابزار ارائه اطلاعات به ما را از دست بدهد، بخش زیادی از سود بهترین دعانویس شهر خود را از دست خواهد فولاد شهر داد.[499] جالب اینجاست که در آن زمان، آقای تی. بهترین دعانویس شهر مولاک از دوبلین، او را به همراه آقایان هاتون و اوکانل، افرادی معرفی میکند که «باید تحت نظر باشند».[500] شرح اولین جلسه برای لغو اتحادیه، در 18 سپتامبر 1810، جادو و طلسمات در اسناد ایالتی حفظ شده است؛ و مکنالی در آن روز «با شور و اشتیاق و میهنپرستی فراوان» سخنرانی کرد، همانطور که پلودن با افتخار میگوید[501] سوابق.
آقای مولاک از شخصیتی که توسط خانم مولاک، رماننویس، از خویشاوندانش نشان داده شده بود، آگاهی نداشت. قبلاً به این واقعیت اشاره شده است که در سال ۱۸۱۱، وزیر امور خارجه ایرلند، ولزلی پول، با هدف سرکوب
- ۰ ۰
- ۰ نظر