پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۱۱:۱۷ ۶ بازديد
دیگر از این عمارتهای قدیمی باقیمانده - خانه اسکارزدیل - مییابیم. دیوار آجری باشکوهی در امتداد جاده امتداد دارد و باغی به همان قدمت را در بر دعا میگیرد، در حالی که عمارت، با سقف کاشیکاریشدهاش، شانه خود را به سمت جاده میچرخاند و به سمت باغ زیبایش نگاه میکند. دروازهای دلپذیر، با ستونهایی که بر فراز آنها گلدانهای خوشنقش و نگار با طرحهای زیبا قرار گرفتهاند. با ورود، خود را در باغی وسیع با طرح خانه قدیمی مانور، یک پیادهروی وسیع، با ستونهایی در نیمه راه - احتمالاً بقایای یک تراس ملکان - و در پایین، نوعی آلاچیق یا خانه تابستانی مخروبه مییابیم.
پلههایی از درگاه قدیمی به باغ منتهی میشوند و خانه، با سقف کاشیکاریشده و پنجرههای شیروانی، پسزمینهای دلپذیر را تشکیل میدهند. حال و هوای دلپذیری از آرامش و خلوت بر همه جا حاکم است و هیچکس گمان نمیکند که در قلب یک محله شلوغ لندن باشد. در داخل، همه چیز مرتب و منظم است. اتاقهای پذیرایی و نقاشی بزرگ، بلند و بلند هستند و با قابهای قدیمی، قالبگیری شده و به شدت گچبری شده، که با رنگ یا حتی لاک از شکل نیفتادهاند، «دیوارکشی» شدهاند. راهپله در مسیرهای کوتاه، با عجب شیر پاگردهای پهن، و دارای نردههای محکم و زیبای بلوط با نردههای پیچخورده است.
درگاهها به سیاهی آبنوس هستند و به طرز استادانهای کندهکاری شدهاند؛ و ورودی یکی از اتاقهای خواب عمیقاً فرورفته است و ترکیبی مؤثر از درگاههای قوسی و مربعی را ارائه میدهد که بر روی ستونهای کندهکاری شده قرار گرفتهاند. تعداد زیادی تورفتگی و مکانهای سایهدار وجود دارد و کل جادو و طلسمات فضای بسیار زیبایی دارد. باشد که خانه اسکارزدیل مدتها در امان بماند! اگرچه شرکتهای راهآهن و سازندگان سوداگر، زمین ارزشمندی را در نظر دارند و خوشحال خواهند شد - حداقل دومی - که یک تراس یا عمارت باشکوه اسکارزدیل بسازند، «مناسب برای اشراف، آقایان، اعضای پارلمان یا مجردهای محترم». خانه جالب دیگری دعا در خیابانی فقیرانه درست بیرون سردرود از میدان لستر، کنار کلیسای خیابان اورنج، جایی که فیلسوف بزرگ نیوتن زندگی میکرد، قرار دارد - مکانی طلسم فقیرانه، سفید و
در حال فروپاشی که دوام زیادی نخواهد بهترین دعانویس شهر داشت. منظرهای غمانگیز است. حدود سی سال طلسم نویس پیش، این خانه نوعی رستوران بود طلسم نویس که با نام "هتل نیوتن" شناخته میشد. افراد قبل از آن تاریخ، نمای خانه را به یاد میآوردند که به طور مناسب رصدخانه واقعی را در بالای آن نشان میداد، که گفته میشد مرتباً توسط فیلسوف مورد استفاده قرار میگرفت. یک فرانسوی که در خانه ساکن بود و به عنوان یک عینکساز فعالیت میکرد، ادعا میکرد که بسیاری از طلسم نویس ابزارهای فیلسوف را دارد که جادو و طلسمات در چنین مواردی برای فروش به افراد کنجکاو ارائه میداد. پس از مرگ او، رصدخانه در میان سوگواریهای فراوان بر سر چنین چیزهایی، برداشته اهر شد.
با این حال، مشخص شد طلسم که کل ماجرا یک فریب بوده است؛ رصدخانه توسط خود فرانسوی ساخته شده بود و فروش جادو و طلسمات ابزارها شبیه فروش تکههای برنزی بود که ادعا میشد بخشهایی از مجسمه مجاور چارلز اول هستند! خانهی فلکسمن نزدیک به آن میدان جالب - که یادآور بث است - یعنی میدان فیتزروی است. خانهی کنینگ در خیابان کاندوئیت است، اما به شکل مغازه درآمده است. با این حال، این نام علاقهی زیادی را برنمیانگیزد، زیرا ما خیلی به زمان او نزدیک هستیم؛ اگرچه این ایراد جادو و طلسمات در آذرشهر مورد لرد بیکنزفیلد که خانهاش در خیابان کرزون، میفر، میتواند به طور قابل قبولی با یک لوح متمایز شود، وارد نیست.{170} فصل شانزدهم.
میدانهای قدیمی. تیمیدانهای قدیمی و کوچک لندن بهترین دعانویس شهر به خاطر فضای آرام و خلوت و طرحهای قدیمی و درختان باشکوهشان بسیار جالب توجه هستند. هیچکدام به اندازه میدان کوئین در بلومزبری، با خانههای دلپذیر ملکه آن و خانههای جورجیاییاش که در اطراف پراکندهاند، طلسم نویس شاخص نیستند. بیشتر این محوطهها در اصل به سبک هلندی طراحی شدهاند که هنوز هم مشهود است. زندگی در یکی از این خلوتگاهها باید حس تنهایی طلسم نویس عجیبی باشد و دانشجویان و نویسندگان بر آنها تأثیر میگذارند. در واقع، مد قدیمی در میدان کوئین حکمفرماست، هرچند اکنون برخی از خانهها را به بیمارستانهای پشتی تبدیل کردهاند.
خانهها هوای دلپذیر و آرامی دارند، هرچند درونشان به اندازه کافی تاریک است. همه با نیمهجدیت و نیمهسردی عجیب و غریب، الهام گرفته از یک خانه قدیمی ملکه آن، مانند خانهای که در چرچ رو، همپستد، تجربه شده است، آشنا هستند. در اینجا، فکر میکنید کیلومترها از شهر دور هستید.
پلههایی از درگاه قدیمی به باغ منتهی میشوند و خانه، با سقف کاشیکاریشده و پنجرههای شیروانی، پسزمینهای دلپذیر را تشکیل میدهند. حال و هوای دلپذیری از آرامش و خلوت بر همه جا حاکم است و هیچکس گمان نمیکند که در قلب یک محله شلوغ لندن باشد. در داخل، همه چیز مرتب و منظم است. اتاقهای پذیرایی و نقاشی بزرگ، بلند و بلند هستند و با قابهای قدیمی، قالبگیری شده و به شدت گچبری شده، که با رنگ یا حتی لاک از شکل نیفتادهاند، «دیوارکشی» شدهاند. راهپله در مسیرهای کوتاه، با عجب شیر پاگردهای پهن، و دارای نردههای محکم و زیبای بلوط با نردههای پیچخورده است.
درگاهها به سیاهی آبنوس هستند و به طرز استادانهای کندهکاری شدهاند؛ و ورودی یکی از اتاقهای خواب عمیقاً فرورفته است و ترکیبی مؤثر از درگاههای قوسی و مربعی را ارائه میدهد که بر روی ستونهای کندهکاری شده قرار گرفتهاند. تعداد زیادی تورفتگی و مکانهای سایهدار وجود دارد و کل جادو و طلسمات فضای بسیار زیبایی دارد. باشد که خانه اسکارزدیل مدتها در امان بماند! اگرچه شرکتهای راهآهن و سازندگان سوداگر، زمین ارزشمندی را در نظر دارند و خوشحال خواهند شد - حداقل دومی - که یک تراس یا عمارت باشکوه اسکارزدیل بسازند، «مناسب برای اشراف، آقایان، اعضای پارلمان یا مجردهای محترم». خانه جالب دیگری دعا در خیابانی فقیرانه درست بیرون سردرود از میدان لستر، کنار کلیسای خیابان اورنج، جایی که فیلسوف بزرگ نیوتن زندگی میکرد، قرار دارد - مکانی طلسم فقیرانه، سفید و
در حال فروپاشی که دوام زیادی نخواهد بهترین دعانویس شهر داشت. منظرهای غمانگیز است. حدود سی سال طلسم نویس پیش، این خانه نوعی رستوران بود طلسم نویس که با نام "هتل نیوتن" شناخته میشد. افراد قبل از آن تاریخ، نمای خانه را به یاد میآوردند که به طور مناسب رصدخانه واقعی را در بالای آن نشان میداد، که گفته میشد مرتباً توسط فیلسوف مورد استفاده قرار میگرفت. یک فرانسوی که در خانه ساکن بود و به عنوان یک عینکساز فعالیت میکرد، ادعا میکرد که بسیاری از طلسم نویس ابزارهای فیلسوف را دارد که جادو و طلسمات در چنین مواردی برای فروش به افراد کنجکاو ارائه میداد. پس از مرگ او، رصدخانه در میان سوگواریهای فراوان بر سر چنین چیزهایی، برداشته اهر شد.
با این حال، مشخص شد طلسم که کل ماجرا یک فریب بوده است؛ رصدخانه توسط خود فرانسوی ساخته شده بود و فروش جادو و طلسمات ابزارها شبیه فروش تکههای برنزی بود که ادعا میشد بخشهایی از مجسمه مجاور چارلز اول هستند! خانهی فلکسمن نزدیک به آن میدان جالب - که یادآور بث است - یعنی میدان فیتزروی است. خانهی کنینگ در خیابان کاندوئیت است، اما به شکل مغازه درآمده است. با این حال، این نام علاقهی زیادی را برنمیانگیزد، زیرا ما خیلی به زمان او نزدیک هستیم؛ اگرچه این ایراد جادو و طلسمات در آذرشهر مورد لرد بیکنزفیلد که خانهاش در خیابان کرزون، میفر، میتواند به طور قابل قبولی با یک لوح متمایز شود، وارد نیست.{170} فصل شانزدهم.
میدانهای قدیمی. تیمیدانهای قدیمی و کوچک لندن بهترین دعانویس شهر به خاطر فضای آرام و خلوت و طرحهای قدیمی و درختان باشکوهشان بسیار جالب توجه هستند. هیچکدام به اندازه میدان کوئین در بلومزبری، با خانههای دلپذیر ملکه آن و خانههای جورجیاییاش که در اطراف پراکندهاند، طلسم نویس شاخص نیستند. بیشتر این محوطهها در اصل به سبک هلندی طراحی شدهاند که هنوز هم مشهود است. زندگی در یکی از این خلوتگاهها باید حس تنهایی طلسم نویس عجیبی باشد و دانشجویان و نویسندگان بر آنها تأثیر میگذارند. در واقع، مد قدیمی در میدان کوئین حکمفرماست، هرچند اکنون برخی از خانهها را به بیمارستانهای پشتی تبدیل کردهاند.
خانهها هوای دلپذیر و آرامی دارند، هرچند درونشان به اندازه کافی تاریک است. همه با نیمهجدیت و نیمهسردی عجیب و غریب، الهام گرفته از یک خانه قدیمی ملکه آن، مانند خانهای که در چرچ رو، همپستد، تجربه شده است، آشنا هستند. در اینجا، فکر میکنید کیلومترها از شهر دور هستید.
- ۰ ۰
- ۰ نظر